هنرِهنر - ArtArt.ir

نقدها، تحلیل‌ها و یادداشت‌های شهرام زعفرانلو درباره فرهنگ و هنر

هنرِهنر - ArtArt.ir

نقدها، تحلیل‌ها و یادداشت‌های شهرام زعفرانلو درباره فرهنگ و هنر

هنرِهنر - ArtArt.ir

نام اثر:
مرد متحیر - پرتره نقاش - 1843
The Desperate Man - Self-portrait
نقاش: گوستاو کوربه - 1819-1877
اندازه: 45 × 54 سانتیمتر
مواد: رنگ روغن روی بوم
محل نگهداری: مجموعه شخصی

آخرین نظرات
نویسندگان

هنرِ «هنرمند شدن»

چهارشنبه, ۲۰ ارديبهشت ۱۳۹۶، ۰۱:۱۴ ق.ظ

وقتی در کلاس‌های درس هنر، هنرجویان و دانش‌جویان در تقلا برای یافتن معنی «هنرمند» هستند، واقعا چه معنا و مسیری را می‌توان مناسب حال هنروران ایرانی ترسیم و عرضه کرد که پس از افتادن در آن به «هنرمند شدن» خویش امیدوار شوند؟


به دلیل عدم آگاهی کافی خانواده‌ها و عموم مردم از عالم هنر و روند یادگیری آن، هنرجویان نیز وقتی وارد دنیای آموزش هنری می‌شوند، دورنمایی از آینده و نتایج آموزش نداشته و منتظرند اساتید و مراکز آموزشی آنها را پیش برند و هنرمندشان کنند.


اغلب اساتید و آموزشگاه‌های هنری چون خود را ملزم و موظف به آموختن فن و تکنیک هنری می‌دانند و گاهی هم به دلیل کمبود دانش خود؛ از ورود به مباحث و سایر مفاهیمی که غیرمستقیم به عرصه هنر مرتبط است پرهیز می‌کنند، دوره‌های آموزشی چیز نمی‌شود جز چند شگرد و تمهیدی که برای یادگیرندگان مشخص نیست به چه کار خواهد آمد.


راه چاره چیست؟ راهی که در شرایط امروز می‌توان تجویز کرد و بر آن تکیه زد، تنها در خوداتکایی هنرجویان است. جمع‌بندی از تجربیات هنرمندان ایرانی و غیرایرانی و توجه و مطالعه دقیق‌تر آثارشان ما را به روش‌های زیر رهنمون می‌سازد:

1. عقل و احساس
بارها شنیده شده است که هنر را چیزی جز «احساس» نمی‌دانند. تاریخ هنر و آثار هنرمندان برجسته، برخلاف تصور رایج در جامعه ما، این تلقی را رد می‌کند. هنرمندان رنساس اولیه و عالی که هنرمندانی کلاسیک و متاثر از هنرِ تمدن غنی و بالنده یونان باستان بودند، در آفرینش آثار، در گام‌های نخست، بر دیوار عقلانیت و محاسبات منطقی و ریاضی تکیه کرده و سپس داده‌های احساسی خود را دخالت داده‌اند. آفرینش‌گران این دوران با گزینشی ساختارگرایانه طی مسیر کردند و در آثار ماندگار خود با تلفیق دو وجه «عقل» و «احساس»، آفرینش آثار را تحقق بخشیدند. لئوناردو داوینچی، رافائل، میکل‌آنژ، تیسین و ... از جمله این افراد بودند که آثارشان هم از ساختارها و اصول هنرهای تجسمی غنی بود و هم از احساسات سرشار و عواطف شهودی و غیرشهودی هنرمند سرچشمه می‌گرفت.

2. فرم و محتوا
فرم همان تکنیک است و ساختار و اصول هنری. و محتوا، مضامین و مفاهیمی است مظروفِ ظرف فرم. یادگیری هیچیک پایان‌پذیر نبوده و هیچ هنرجو و هنرمندی تا پایان عمر از آن دو مستغنی نیست.
فرم را با آموزش‌های اولیه در کلاس درس و سپس با آموزش‌های تکمیلی در موزه‌ها و گالری‌‌ها و کتب تخصصی باید آموخت. مطالعه دقیق آثار هنرمندان برجسته در طول تاریخ، کاری است که همه هنرمندان در دوران هنرآفرینی خود آن را به امری مستمر و دائمی بدل ساخته و از قِبل آن ایده‌ها آموخته و بدعت‌هایی را باعث شده‌اند.
مضامین، موضوعات و اندیشه‌های هنرمند، محتوای اثر را می‌سازد. هنرمندی که با کتب و نوشتار در حوزه‌هایی همچون فلسفه، انسان‌شناسی، تاریخ، ادبیات، جامعه‌شناسی، روانشناسی و ... مانوس است و بخش مهمی از وقت خود را صرف مطالعه و تحقیق می‌کند و در مجاورت آن با حضور و مشاهده دقیق در بطن جامعه با مسائل آن آشنا می‌شود؛ یقینا آثاری به غایت متفاوت با قابلیتی ویژه خلق خواهد کرد که مخاطبین بیشتری را جلب کرده و زنده و پویا در بستر جامعه و ساری و جاری در زندگی آحاد مردم حاضر خواهد شد.



3. تقدم آثار کلاسیک
گاهی هنرجویان و حتی هنرمندانی، قبل از آموختن و ممارست در مدرسه هنر و ادبیات کلاسیک، دست به آفرینش آثاری مدرن و حتی بعضا پسامدرن می‌زنند که نه سنخیتی با شرایط زمانه‌شان دارند و نه برخوردار از خاستگاهی سرزمینی است. در این شرایط، تقلید و کپی‌برداری از آثار مدرن و پست‌مدرن سایر جوامع، آن هم با پُز و مُد جهان‌وطنی، باب می‌شود و چیزهایی حتی به لحاظ مضمونی پرداخت می‌گردد که ربطی به شرایط زیست هنرجو و هنرمند این خطه ندارد.
طی طریقِ شکستن قواعد و ساختارها به شکلی معقولانه و هنرمندانه زمانی به سرمنزل موفقیت نائل خواهد آمد که قبل از حرکت در چنین راهی، شناختی نسبی و سعی و همتی والا در اجرای ساختارهای کلاسیک صورت پذیرد.

4. عدم تعجیل
عجله برای رسیدن به قله‌های پیروزی و شهرت در درون هر انسانی به شکلی غریزی موج می‌زند. این خصلت تا به مدد تفکر و اندیشه و روحیه‌ای صبور و متین مهار نشود، جز درجازدن و سرخوردگی‌های مکرر از شکست در یادگیری عایدی دیگری به دنبال نخواهد داشت.
روند آموزش امری بطئی است و باید در درون هنرجو ته‌نشین شود و بر جان و روحش بنشیند تا آنجا که هنرمند پس از گذر زمان و به هنگام لحظه آفرینش، بدون تاملی آشکار و خودآگاه، به شکلی ناخودآگاه دست به خلق و ایجاد اثر زند.



5. نقدپذیری
هنرجو و هنرمند تا درد و تلخی نقد و عیب‌نمایی از جانب مخاطبین و منتقدین را به جان نخرد و تا دنده‌پهن نباشد نمی‌تواند قدمی به پیش برداشته و از رکود مبرا شود. آب راکد همیشه به مردابی یکنواخت و بدون سرزندگی و حیات تبدیل خواهد شد.
تنها نقد است که برکه و دریاچه جهان هنری هنرمند را مواج می‌کند و خس و خاشاک را بر ساحل بی‌هنری می‌رساند تا ماهیان خلاقیت و نوآوری با تلاطم و پویایی و رشد مواجه شوند و به زایش آثاری چشم‌گیر یاری رسانند.


6. نقد استاد
گاهی حضور در محضر استادی و مشاهده مهارت‌ها و توانمندی‌های وی، شیفتگی و علاقه خاصی را در درون هنرجو شکل می‌بخشد. این شیفتگی‌ها علاوه بر بروز حساسیت‌های خاص اجتماعی، آفتی دارد که روند آموزش را مختل و بی‌ثمر می‌کند. آن آفت، چشم بستن بر هر ایراد و عیب درسی از سوی هنرآموزان است. چنین روالی در بلند مدت اساتید را دچار نوعی خودکفایی هنری و علمیِ عاری از نقد کرده و شاگردان را به افرادی مطیع و سربزیر و فاقد خلاقیت بدل می‌سازد.

7. خط‌کش و معیار
گاهی هنر و هنرمندانی به واسطه افراد بی‌اطلاع و بی‌هنر به شهرت و مکنت می‌رسند که هیچ پشتوانه و معیاری هنری آن‌ها را تایید و ترویج نمی‌کند. اما رسانه‌ها و افراد بی‌ارتباط با عالم هنر و بعضا مرتبط ولی نامطمئن، به دلایلی، عد‌ه‌ای را به عرش می‌رسانند و در کنار آن خود به نوایی دست می‌یازند.
برای هنرجویان، خط‌کش و معیار سنجش آثار هنری و هنرمندان کاربلد، تاریخ هنر است و نظریه‌های هنری. وقتی هنرجو به چنین سلاح‌هایی مجهز شود دیگر گرفتار هوچی‌گری‌ها و بوق و کرناهای کاذب، رایج و بازاری نمی‌شود. بارها با هنرجویان و هنرمندانی مواجه می‌شویم که سال‌های طلایی عمر خود را صرف آثار و سبک هنرمند و استادی کرده‌اند که متاعی تقلبی و یا کم‌مایه را به شاگردان و حتی دوستان‌شان عرضه داشته‌اند.



8. نکته آخر
در پایان و در مجموع: هنرآموزی راه میانبر ندارد. عرق‌ریزی و زحمت و ممارست همیشگی در طول یادگیری و گدایی هنر از در خانه‌ی هنرمندان به همراه پذیرش سختی‌ها و نارسایی‌ها، زمان‌ بر است و احتمالا طاقت‌فرسا. به همین دلیل از خیل مشتاقان و سینه‌چاکان هنر، تنها عده‌ی اندکی ماندگار و استوار به کسوت «هنرمندی» نائل می‌شوند و بر صفحات تاریخ هنر صفحاتی را به خود اختصاص می‌دهند.

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۶/۰۲/۲۰
شهرام زعفرانلو

نقد

هنر

هنرمند

کلیات

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

برای ارسال نظر اجباری به ثبت‌نام نیست

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی