هنرِهنر - ArtArt.ir

نقدها، تحلیل‌ها و یادداشت‌های شهرام زعفرانلو درباره فرهنگ و هنر

هنرِهنر - ArtArt.ir

نقدها، تحلیل‌ها و یادداشت‌های شهرام زعفرانلو درباره فرهنگ و هنر

هنرِهنر - ArtArt.ir

نام اثر:
مرد متحیر - پرتره نقاش - 1843
The Desperate Man - Self-portrait
نقاش: گوستاو کوربه - 1819-1877
اندازه: 45 × 54 سانتیمتر
مواد: رنگ روغن روی بوم
محل نگهداری: مجموعه شخصی

آخرین نظرات
نویسندگان

عکاس
این عکس در سال 59 و روزهای نخست جنگ ایران و عراق، گرفته شده است. عکاس، آلفرد یعقوب‌زادهAlfred Yaghobzadeh، در سال 1337 در یک خانواده نسبتا فرهنگی و از پدری ارمنی و مادری آشوری متولد شد، با وقایع انقلاب ایران در سال 57 تحصیل در رشته طراحی داخلی را رها کرد و وارد دنیای عکاسی شد.
با پیروزی انقلاب و شروع جنگ تحمیلی به جبهه‌ها رفت و 3 سال در گروه جنگ‌های نامنظم  دکتر چمران حضور داشت و برای رسانه‌های داخلی و خارجی عکاسی کرد.
عکاسی جنگ تحمیلی ایران و عراق و همکاری با خبرگزاری آسوشیتدپرس و آژانس عکس سیگما، از جمله فعالیتهای اولیه وی در عکاسی است.
عمده کارهای حرفه‌ای این عکاس به ثبت رویدادهای گروگانگیری در جنگ لبنان اختصاص دارد. وی 13سال در میان مبارزان فلسطینی علیه اسرائیل عکاسی کرده است. یعقوب‌زاده از بحران‌های داخلی سومالی، افغانستان، ازبکستان، تاجیکستان، کوبا، هند، ترکیه، روسیه، عراق، چین، چچن، سریلانکا، آمریکا و … لحظات تاریخی را ثبت کرده است.
یعقوب‌زاده اسفند ماه‌ سال 84 در مقابل‌ تهاجم‌ صهیونیست‌ها به‌ زندان‌ اریحا، توسط مردان‌ مسلح‌ در منطقه‌ خان‌یونس‌ شهر غزه در فلسطین‌ همراه دو خبرنگار خارجی دیگر‌ به ‌گروگان گرفته شد‌ که پس از مدت کوتاهی آزاد شد.
آثار اولیه یعقوب‌زاده در ایران با عناوین “جنگ ایران و عراق” و ”چهره های جنگ” به چاپ رسیده است. همچنین گزارشهای تصویری وی از مقاومت مردم فلسطین در مجموعه ای با عنوان ”صلح تحمیلی” منتشر شد. او در حال حاضر مقیم فرانسه است. (برگرفته از سایت عکاسی زوم)

تحلیل عکس
نوجوانی رزمنده سینه‌خیز و اسلحه به دست، در حرکت است. اگر کمی با انواع سلاح‌های جنگی آشنا باشیم، این اسلحه کمتر مورد استفاده‌ی نظامیان در آن زمان قرار می‌گرفت، زیرا سلاحی است که اغلب در دست عشایر و مناطق روستایی دیده می‌شد. سلاح مرسوم در جنگ ایران و عراق، در اوایل ژ-3 و پس از آن کلاشینکف بود. این اسلحه قدیمی و غیراتوماتیک برای رزمنده‌ای نوجوان سلاحی سخت، ناهمگون و غیرمنعطف است.


کفش نوجوان بر خلاف پوتین‌های رزمنده‌ی مقابل او که تنها پاهایش قابل مشاهده است، پوتین یک سرباز رسمی نیست و گویی کفشی است که در زمان بارندگی و غیر‌جنگی هم مورد استفاده قرار می‌گیرد، به ویژه برای افراد طبقه‌ی محروم جامعه.
تک پیراهن نوجوان، در این فضای بارانی و گل و آبی که در آن سینه‌خیز می‌رود، در کنار سلاح قدیمی و غیررسمی او؛ نهایت کمبود و نارسایی را از داشتن تجهیزات جنگی یک مبارز مشخص می‌کند.

حداقلی امکاناتِ این نوجوان، در نگاه نخست ترحم بیننده را برانگیخته و چهره و لباسهای گل‌آلودش در آب کم‌عمقی که به واسطه‌ی درازکشیدنش مواج شده، نهایت فرو رفتن در فلاکت و سختی‌های ناشی از جنگ را به نمایش می‌گذارد. اما کم کم که به عکس خیره می‌شویم، ثبت زیبای حالت بدن و چهره‌ی او احساسمان را تغییر می‌دهد.


چهره‌ی خاص نوجوان با چین‌ها و گره‌های در پیشانی و خطوط و لکه‌های تیره بر صورت، مصمم بودن و استواری او را نمایان می‌سازد و کوچکی سن و سالش را پنهان می‌کند. چشمانش با دقت تمام نه به فرد جلوتر از خود، بلکه حتی به دورتر از صفی که در مقابلش سینه‌خیز هستند، می‌نگرد. زیرکی و شهامتش در کلیت صورت به همراه خشمش از شرایط ناخواسته، به خوبی نمایان است.


هرچند تعداد نفرات این ستون در عکس مشخص نیست، اما هوشمندی و دقت عکاس در کادربندی (که در آن زمان 20 ساله بود)، حضور رزمندگان بیشتری را در مقابل شخصیت اصلی القا می‌کند. پاهای رزمنده جلویی، متعلق به کسی است با سنی بالاتر که پیشرو بوده و نوجوان ما، برای در امان ماندن به دنبال او در حرکت است. فرو رفتن بخشی از پاها در آب و گل، اطمینان خاطری است برای این مرد 13 ساله.


زاویه‌ی دید عکاس نسبت به سوژه، مورب است و نشان از عکاسیِ در حالت نشسته دارد. به همین نسبت زوایه‌ی خیز اندام شخصیت اثر درست در مسیر و هم‌راستای زاویه‌ی نگاه دوربین قرار دارد. این حالت حس هماهنگی را در عکس ایجاد کرده که هم همراهی روحی عکاس و سوژه را افشا می‌کند و هم بر تحکیم و استواری حرکت رو به جلوی رزمنده می‌افزاید.


چه از هدف جنگیدن رزمنده آگاه باشیم و چه نباشیم، تصمیم قاطع او برای رو در رو شدنش با دشمن را حس می‌کنیم. با اینکه محیط خیس و گل‌آلود است اما به مدد عکاسی سیاه و سفید، و تفاوت کنتراست رنگ لباس و بافت آن؛ تن‌پوش او را همانند زره‌ای جلوه می‌دهد که غیرقابل نفوذ و تغییر بوده و محافظی است برای تن نحیف و گوشتی او.


وجود گیاهان اطراف و درختان در پسزمینه نیز، با عمق میدانی ظریف، به دیوارهایی می‌ماند که وظیفه‌ی مراقبت از آسیب‌ رسیدن به پیکره‌ی رزمنده کم‌ سن و سال را برعهده دارد. این طبیعت است که خود را موظف می‌داند تا از او، که به هر دلیلی قدم به میدان جنگ گذاشته، حمایت کند.


همه‌ی خطوط موجود در عکس، به جز خطوط سر و گردن نوجوان، افقی و مورب است. ایستادگی سر و گردن با نگاهی نافذ، ستونی است افراشته بر زمین، که لحظه لحظه، اوج می‌گیرد و به تحقیر زمینی مشغول است که حرکت را کُند و سخت کرده است.


حرکت همه‌ی خطوط از پسزمینه به پیشزمینه‌ی تصویر، به نقطه‌ی مرکزی منتهی می‌شود که نگاه شخصیت رزمنده، ما را متوجه آن می‌کند، اما در تصویر نیست. ثبت چنین حادثه‌ای، از زیرکی‌های هنرمند عکاس است که آنچه را که دیده نمی‌شود، در بیرون از کادر به عکس الصاق می‌نماید که با دنبال کردن نگاه رزمنده به وجود آن پی می‌بریم.


تثبیت زمان، برای دقت در جزئیات حادثه، به همراه القای حرکت در محیط؛ دوگانگی زیبا و متضادی را آفریده که ذهن و احساس بیننده را مابین دو دنیای سینما و عکاسی به نوسان درمی‌آورد. این عکس همانند پلانی است از حرکت رزمندگان در گل و لای و جدا شده از یک فیلم واقعی، و قطعه عکسی است از زیباترین فریم موجود در آن.


به حق این اثر از بهترین و ماندگارترین عکس‌های جنگ است، که برای هر نسلی تداعی‌ کننده‌ی دفاعی است با کمترین امکانات و سخت‌ترین شرایط محیطی. این عکس تنفر از جنگ را برنمی‌انگیزد، اما به خوبی می‌تواند رشد و بلوغ ناشی از جنگیدن در بدترین شرایط را به بیننده منتقل کند.

لینک مطلب در خبرآنلاین به همراه کامنت‌ها

موافقین ۰ مخالفین ۰ ۹۴/۰۴/۱۳
شهرام زعفرانلو

تحلیل

عکاسی

نظرات  (۰)

هیچ نظری هنوز ثبت نشده است

ارسال نظر

برای ارسال نظر اجباری به ثبت‌نام نیست

ارسال نظر آزاد است، اما اگر قبلا در بیان ثبت نام کرده اید می توانید ابتدا وارد شوید.
شما میتوانید از این تگهای html استفاده کنید:
<b> یا <strong>، <em> یا <i>، <u>، <strike> یا <s>، <sup>، <sub>، <blockquote>، <code>، <pre>، <hr>، <br>، <p>، <a href="" title="">، <span style="">، <div align="">
تجدید کد امنیتی